بهرادبهراد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

پسر پسر قند عسل

اولین روز تولد

این گل قشنگ رو هم دایی جون و خاله ندا، اولین روز که برای دیدن پسر عسلی ما اومدن زحمت کشیدن آوردن. مرسی  دایی محمد و خاله ندا جونم ...
29 ارديبهشت 1391

سیسمونی گل پسرم

اینا دو تا عروسک خوشمل رو هم عمو فرشاد قبل از بدنیا اومدن پسرم براش خریده بودن. مرسی عمو فرشاد اینم پتوی گل پسرم ...حوله حموم... وای که چقدر من این حوله رو دوست داشتم. اینا هم لباسها و بقیه وسایل پسر نازم: ...
28 ارديبهشت 1391

این روزها

این روزها عاشقم عاشق خانه ام ، همخانه ام و نازنینی که تا چند ماه دیگر مهمان خانه مان میشود این روزها سخت عاشقم عاشق لحظه های ناب زندگی ام که این روزها تک تک لحظه های زندگی ام ناب ناب است این روزها شاه بیت غزلهایم کودکی است که نفس نفس انتظار آمدنش را میکشم این روزها به لحظه های دونفره مان گرد نقره ای عشق میپاشیم این روزها عاشقم عاشق همین چند صباحی که از دونفره ماندنمان باقی مانده... این روزها آغوشمان را صیقل میدهیم برای حضور فرشته ای که پاک است و پاکی را به قلب هایمان هدیه کرد این روزها روحمان را صیقل میدهیم برای هدیه ای از سوی پروردگارمان این هدیه حس پاکی است به نام: ( پدر و مادر...
18 ارديبهشت 1391